آیینهای عهد قدیم

اولین هدیه از پنج هدیه اصلی، قربانی سوختنی بود. یک شخص ثروتمند باید از رمه خود یک گاو نر را قربانی می‌کرد و یک شخص معمولی باید از گله یک گوسفند یا یک بز را قربانی می‌کرد؛ اما یک شخص فقیر می‌توانست از فاخته‌ها یا جوجه‌های کبوتر قربانی کند. تمام این قربانیها به یک اندازه مقبول خداوند بودند، زیرا او به درون فلب هدیه دهنده نگاه می‌کند نه به خود هدیه. تمام این حیوانات بر روی مذبح هدایای سوختنی قربانی می‌شدند.
قربانی سوختنی کاملا مورد مصرف قرا می‌گرفت و کاملا به خدا تقدیم می‌شد. قسمتهایی از سایر قربانیها می‌توانست جهت خوردن به کاهنان و مردم داده شود، اما در مورد قربانی سوختنی فقط پوست آن بود که جدا و به کاهنان داده می‌شد؛ تمامی آنچه که از حیوان باقی می‌ماند باید بر روی آتش سوزانیده و نابود می‌گردید. این نمادی از تخصیص کامل قربانی به خداوند بود.

قبل از انجام مراسم قربانی، اهدا کننده دست خود را بر روی سر حیوان می‌گذاشت تا خود را مترادف با حیوان کند و این امر دلالت بر انتقال گناهان شخص به حیوان داشت. بدینسان حیوان نمادی برای متحمل شدن گناهان اهدا کننده گردیده و بجای او می‌مُرد. بدین ترتیب جایگزینی یک حیوان برای تحمل مجازات گناهان اهدا کننده، سبب کفاره گناهان شخص می‌گردید. این شیوه از جایگزین کردن یک جان برای جان دیگر به منظور کفاره برای گناهان یک شخص، در نقطه عطف نظام قربانی اسرائیل قدیم قرار داشت، و این نقطه عطفی برای درک مرگ مسیح بر روی صلیب است که برای هر یک از ما که به او ایمان داریم به انجام رسید.
نیاز به کفاره گناه برای تمامی اسرائیل بسیار حائز اهمیت بود و از اینرو باید یک قربانی سوختنی هر روز صبح و عصر بوسیلۀ کاهنان تقدیم می‌شد، و باید دو برابر آن نیز در روز سَبَّت تقدیم می‌شد. قربانی سوختنی یک قربانی برای کفاره یک گناه خاص نبود چنانکه قربانی گناه بود (لاویان فصل ۴)؛ بلکه بیشتر یک قربانی سوختنی برای گناهان بطور کلی بود، برای یک طبیعت گناه آلود بود، برای تمایلات به گناه بود. بدینسان هر شخصی نیاز داشت تا بطور مرتب قربانیهای سوختنی به حضور خداوند بیاورد.
قربانی سوختنی یک قربانی مقدماتی بود که کفاره گناه را در دوران قدیم برای قوم اسرائیل فراهم می‌کرد. قربانی سوختنی فراهم کننده کفاره‌ای برای گناه قوم بود و به موجب این قربانی، رابطه آنها با خداوند و با یکدیگر دوباره ترمیم می‌شد. بدینسان قربانی سوختنی پیش زمینه‌ای از قربانی شدن مسیح بود، کسی که خودش آخرین و شایسته ترین قربانی کفاره برای گناه بود، و پس از آن دیگر هرگز نیازی به قربانیهای بیشتر نخواهد بود. قربانیهای سوختنی لاویان باید بارها و بارها تکرار می‌شد؛ این قربانیها هرگز نمی‌توانستند گناه و تقصیر مردم را کاملا بر طرف کرده و پاک کنند. اما قربانی شدن مسیح هرگز نیاز به تکرار نخواهد داشت؛ او یک بار کفاره شده است برای همه و برای گناهان تمام کسانی که به او ایمان دارند.

دسته: